احمد بن محمد حسينى اردكانى

437

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

فلكيّات اصوات عجيبه و نغمات غريبه هست كه از سماع آن عقل در تحيّر مىافتد و نفس تعجّب مىكند - درست نمىآيد . پس بايد كه يا كلام قدما را بر رمز حمل نماييم يا آنكه به نحوى كه فاضل مذكور در اسفار معنى كرده است و ذكرش مناسب علم طبيعى نيست معنى نماييم ، و إن شاء اللّه در قسم الهى به آن اشاره خواهد شد . و از جملهء امورى كه تنبيه بر آن در اين مقام ضرور است ، اين است كه شيخ در تعريف حرف گفته است كه : « هيئتى است كه عارض صوت مىگردد كه به آن متميّز مىگردد از صوتى ديگر مثل آن در حدّت و ثقل ، تميّز در مسموع . » و قيد اخير براى احتراز است از هيئتى كه به آن تميز حاصل مىگردد نه به سمع ، بلكه به وجدان . و فاضل شارح هدايه گفته است كه : « اين تعريف از شيخ بر مسامحه مشتمل است ، زيرا كه حرف نوعى از صوت است و هيئت عارض صوت نيست و إلّا بايست كه مسموع در نزد سماع حرف دو چيز باشد ، صوت و حرف ، و بالبديهه معلوم است كه مسموع شيء واحد است . » « 1 » و وجه آنكه تعريف شيخ را به مسامحه نسبت داده است ، نه به غلط ، آن است كه چون حرف نوع بسيط است ، مانند انواع الوان در كيفيّات مبصره ، پس مىتوان گفت كه مراد شيخ عروض به حسب عقل است ، و به اعتبار آنكه فصل عين نوع است گفته است كه آن هيئت حرف است . و دوم از حواسّ ظاهره بصر است . و در علم تشريح مقرّر شده است كه در دماغ هفت زوج عصب روييده است ، و زوج اوّل كه مبدأ آن غور دو بطن [ 389 ] مقدّم است در جوار دو عصب شبيه است به حلمهء ثدى . و آن عصبى است مجوّف كه آن يك كه از يمين روييده است به يسار ميل مىكند و آن يك كه از يسار روييده به يمين ميل مىكند و يكديگر را ملاقات مىنمايند به نحو تقاطع صليبى ، پس نابت از جانب يمين به طرف يمين ميل مىكند و به حدقهء راست مىآيد و نابت از جانب يسار به طرف يسار ميل مىكند و به حدقهء چپ مىآيد . و قوّهء إبصار مودع است در روح

--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، ص 187 .